عواقب اجتماعی و امنیتی بحران آب
اگرچه به گفته کارشناسان، وضعیت ایران سالها با تصویر کشورهای قحطیزده و خشک فاصله دارد اما روند خشکسالی، کاهش تولیدات کشاورزی، خالیشدن روستاها، تشدید مهاجرت به شهر و افزایش فقر در مناطق متکی بر کشاورزی، چندان از ایران امروز دور نیست.

مجید سلیمی بروجنی
انسانها از چندین هزار سال قبل پیوندهای محکمی با آب و چرخه آن در طبیعت داشتهاند. امروزه به دلیل نوع رابطهای که چرخه آب با جامعه دارد، اغلب فرآیندهای توسعه تحتتاثیر سیاستهای آب قرار دارد. پیوندهای آشکار و پنهانی که میان جامعه و آب برقرار است، مدیریت آب را با سیاستهای کلان هر جامعه مربوط میکند. سرمایهگذاری عمومی، فقرزدایی و تقریبا هر بحثی که در سطح کلان و ملی در نظر گرفته شود، به نوعی با حوزه آب پیوند برقرار میکند. در کشورمان چندین دهه است که شکاف وسیعی میان
عرضه و تقاضای آب وجود دارد، فاصله ارزش استحصال آب و هزینه پرداختی موجب ایجاد رانتهای زیاد و رفتارهای رانتجویانه فراتر از کنترل شده و در کنار آن تقاضاهای تامین نشده زیادی نیز به اجبار بر زمین مانده است. به این ترتیب همراه با اجرای برنامههای مختلف توسعهای، چندین دهه است که منابع آب کشور به صورت بیرویه و ناپایدار مورد بهرهبرداری قرار میگیرد. این روند رفتار افسارگسیختهای را در برداشت از منابع آب محدود دامن زده است که ضرورتا باید سهم محرکها و پیشرانهای این رفتار را شناسایی کرد و در ارزیابی سیاستهای کلان و سیاستهای بخش آب مورد توجه قرار داد.
در این نوع سیاستورزیها در حوزه آب، دستگاههای کارگزار و حتی مسئول به ناگزیر منفعل عمل میکنند و تحت فشار تامین منافع کوتاهمدت و توجه به آرای انتخاباتی و نظایر آن به دنبال اجابت درخواستهای بخشهای دیگر کشیده میشوند، بدون آنکه برای دفاع از مصالح و منافع ملی از نظر رعایت ضوابط توسعه پایدار در حوزه آب قادر باشند به شکل مناسبی داد و ستد، تعامل یا گفتوگویی را با پشتیبانی و حمایت اجتماعی سامان داده باشند. طی چند سال اخیر درخصوص بحران آب زیاد گفته و نوشته شده است.
به جرات میتوان گفت که عموم مردم با مصائب کمآبی آشنا شدهاند. سخن گفتنها درخصوص منابع محدود آب کشور، واقع شدن بر روی کمربند خشکی، سهم ٩٠ درصدی کشاورزی از آب مصرفی، ارزانی و حتی رایگانی آب جایی برای سخنان نو نگذاشته است. در چنین شرایطی که حتی همان راهحلهای تکراری مثل افزایش قیمت آب، لزوم افزایش راندمان آب کشاورزی، لزوم تغییر الگوی کشت و جانمایی صحیح پروژههای سدسازی، کشاورزی و صنعتی نیز در عمل اجرا نمیشوند، آیا واقعا نیازی به گفتن صحبتهای نو هست؟ این روزها آب دیگر مسالهای محدود به کشاورزی یا اقتصاد نیست و مشکلات آن به تهدیدی برای توسعه ایران تبدیل شده است.
اگرچه به گفته کارشناسان، وضعیت ایران سالها با تصویر کشورهای قحطیزده و خشک فاصله دارد اما روند خشکسالی، نشست زمین، فرسایش خاک، طوفانهای همیشگی، کاهش تولیدات کشاورزی، خالیشدن روستاها، تشدید مهاجرت به شهر و افزایش فقر در مناطق متکی برکشاورزی، چندان از ایران امروز دور نیست و در بخشهایی از کشور آغاز شده است. بیشترین سرانه آب دنیا مربوط به کشورهایی مثل اتریش، نروژ، سوئد، دانمارک و کانادا است. در عین حال بیشترین میزان صرفهجویی و مدیریت مصرف سرانه آب را نیز در همین کشورها شاهد هستیم.
این نشاندهنده وجود یک ارزش اخلاقی است که در برخی جوامع دیگر بهرسمیت شناخته نمیشود. در نقطه مقابل، مناطق کمآبی را داریم که شاید به اندازه کشورهای مذکور به مقوله آب توجه نکنند و در بسیاری موارد سطح توسعهیافتگی پایینی نیز دارند و بعضا از خشونتهای داخلی و منطقهای نیز رنج میبرند. کمآبی، میتواند ریشه بسیاری از خشونتها باشد؛ چنانکه بهعنوان مثل خاورمیانه درگیر شدیدترین بحران آبی است و بسیاری از گروههای تروریستی در آن جولان میدهند.
گروههای تروریستی مثل بوکوحرام، داعش، القاعده و طالبان در همین منطقه خاورمیانه و شمال آفریقا شکل گرفتهاند که ردپای آنها را در سوریه، عراق، افغانستان و پاکستان میتوان به وضوح مشاهده کرد. این شاید همان جنگ آب باشد. اگر کمبود آب از حد معینی فراتر رود، قطعا مهاجرت، درگیری و جنگ و خونریزی را نتیجه خواهد داد. این هشداری است برای همه که اگر چیدمان توسعه را به سرعت و شدت تغییر ندهیم، زیرساختهای پایدار در حوزه تاریخ، فرهنگ و طبیعت نرویم، ممکن است با حوادث اجتماعی و امنیتی تلخی روبهرو شویم.
منبع خبر: روزنامه شهروند 5 مهر 95
لینک کوتاه خبر: